من رفتم ایستگاه واقعی واقعی آتشنشانی
هفت هفت یک هزار و سیصد و نود ویک :
من ،مامان زهره و بابا مجید ٣ تایی رفتیم پارک لاله که بعد از نمایشگاه و پارک رفتیم تو خود خود ایستگاه
آتشنشانی کنار پارک!!
تصورش رو بکنید ایستگاه واقعی واقعی و ماشین ها ی واقعی واقعی و آقای آتشنشان.
آقای آتش نشان به بنده گل داد،آخه میدونید اون روز چه روزی بود؟؟
روز آتشنشانی:





من رفتم ایستگاه واقعی واقعی آتشنشانی 